IRAN CULTURE & HISTORY & CIVILIZATION تاریخ و فرهنگ ایران زمین

   

سرزمین و اقوام کهن تالش

سکونتگاه اقوام کهن تالش

ضرورت الحاق دگرباره تالش به میهن خود

تالشيها يکي از قديميترين اقوام ايراني هستند که در ايران و جمهوري اذربايجان ( ایران شمالی ) سکني دارند.سکونتگاه هاي کنوني قوم تالش عبارتند از: سرتاسر بخش جنوبي جمهوري موسوم به آذربايجان (اران) شامل شهرهاي: علي آباد،بيله سوار،جليل آباد،لنکران،آستارا و نيز بخش هاي شمال غربي ايران شامل شهرهايي همچون:اردبيل،آستارا،تالش و مناطق شمالي استان گيلان .

گستره سکونت اقوام ایرانی تالش  IRAN :Azerbaijan  talesh

البته بحث ما اينجا بيشتر در مورد تالشيهاي جمهوري اذربايجان است.جمعيت اين مردم چندان مشخص نيست در امار سال 1989 جمعيت انها چيزي حدود 500000 نفر ذکر شد ولي در 10 سال گذشته جمهوري اذربايجان از اعلام مقدار جمعيت تالشيها خود داري مي کند و حتي برخي از سران حکومتي اذربايجان منکر وجود تالشيها شده اند و مدعي اند که ديگر تالشي زباني وجود ندارد!که البته اين ادعايي بيجا و مسخره است.البته ان چيزي که در مورد جمعيت تالشيها تخمين زده مي شود چيزي بين 1 تا 1.5 ميليون نفر است.حداقل جمعيتي که ديگر ميتوان براي انها تخمين زد چيزي حدود 500000 نفر است.

تالشيها علاقه اي فوق العاده به سرزمين مادري خود ايران دارند.در 150 سال گذشته هم 3 بار براي پيوستن به ايران قيام کرده اند از جمله در 1989 و بعد از استقلال از روسيه که البته با سرکوب حکومت ضد ايراني باکو همراه بود.تالشيها خود را از تبار کيخسرو مي دانند و علاقه اي وافري به داستاهاي شاهنامه فردوسي دارند زبان انها يکي از زبانهاي ايراني است که با فارسي نزديکي زيادي دارد.تالشيها مردمي دلاور هستندهردوت درباره اين مردم چنين نوشته است که تالش ها انسان هايي مهربان،مهمان نواز،شريف و وفادار به دوستان و اما بيرحم نسبت به دشمنان مي باشند.تالشيها عمدتا در طول تاريخ ايران حالتي مستقل براي خود داشته اند و دوست نداشته اند که تحت سيطره حکومت مرکزي باشند گويا نادر شاه افشار با انها در گيري هايي زيادي داشته است و تالشيها هم با توجه به روحيات خاص خود به هيچ عنوان تسليم او نشده اند از دوران نادرشاه به اين طرف تقريبا اين سرزمين از ايران فاصله گرفت و بالاخره طي عهدنامه هايي که بين ايران و روس در دوران قاجار بسته شد اين بخش از ايران جدا شد. تالشيها عمدتا مورد ازار و اذيت پان ترکها هستند و پان ترکها به انها لقب فارسهاي کوچولو داده اند و پيوسته انها را مورد تحقرقرار مي دهند و به خاطر تمايلاتي که انها نسبت به ايران دارند انها را جاسوسهاي ايران مي نامند .پان ترکها اجازه خواندن و نوشتن به زبان مادري را به تالشي نمي دهد و در راديو و تلويزيون اين کشور برنامه اي به زبان تالشي وجود ندارد در حاليکه برنامه هايي زيادي به زبان روسي وجود دارد!علاقه انها به ايران به حدي است که در تنها روزنامه خود امکان ندارد که روزي در ان مطلبي در مورد ايران ننويسند.

در 1993 تالشيها به رهبري همت اوف اقدام به تشکيل جمهوري خود مختار تالشان کردند که با دخالت دولت باکو اين واقعه خنثي شدالبته تالشيها براي جلوگيري از خونريزي و برادرکشيهاي بيشتر با توجه به وقايع قره باغ از ادامه نهضت انقلابي خود منصرف شدند ولي هنوز مبارزات خود را ادامه مي دهند هم اکنون رهبرشان همت اوف در روسيه به سر مي برد.تالشيها اميد زيادي به حمايت دولت وقت ايران از انها دارند.ولي سياستهاي خارجي جمهوري اسلامي که بيشتر حول اسلام گرايي است توجه چنداني به وضعيت تالشي ها ندارد و عمده امور کارهاي فرهنگي جمهوري اسلامي حول مسجد سازي و حسينيه زدن و تبليغ عقايد حکومتي خود در اين کشور است«مشاركت‎ در برگزاري مراسم اعياد اسلامي و مراسم وفات ائمه و مشاركت در مراسم تعزيه و نوحه‎خواني و احسان طعام در ماه‎ محرم و شب‏هاي جمعه پس از دعاي كميل در مسجد تازه پير، تاسيس مركز بزرگ اسلامي در جمهوري آذربايجان! توسط سازمان تبليغات اسلامي، احداث و تكميل مسجد در نخجوان از سوي بنياد مستضعفان، اعزام حجاج آذربايجاني! به مكه با پرداخت 75% هزينة سفر آنان، تاسيس كميته امداد امام خميني شاخه باكو براي كمك به مستمندان اراني» از جمله کارهاي فرهنگي جمهوري اسلامي در چند سال اخير در اين کشور بوده است.!!!!!

البته اميد است که رايزنان فرهنگي کمي هم به فکر گسترش فرهنگ ملي و زبان فارسي در اين کشور هم باشند و همينطور به وضع فرهنگي تالشي زبانها هم توجهي شايان داشته باشند.

 

تاريخچه جمهوري خود مختار تالش مغان

الهام محمد‌اوف

از زمان تحميل عهدنامه ننگين تركمن‌چاي و تجزيه ولايات قفقاز از پيكر ايـران و دو شقه‌شدن سرزمين تالش، تالشان تنها قومي بوداند كه به هواي وصل به موطن اصلي و مام ميهن ازلي خود ايـران، بارها به اشكال مختلف و گاه بـا خيزش و قيام عمومي صداي اعتراض خود را نسبت به مفاد عهدنامه مذكور به گوش عالم رسانده‌اند. چنان كه همه مي‌دانيم و اغلب بـا جزييات موضوع نيز به طريق مختلف آشنايي پيدا كرده‌ايم، در سال 1993 نيز در منطقه تالش‌نشين آن سوي آستارا چاي، وقايعي رخ داد كه معني و مفهومش را در سه عبارت زير مي‌توان خلاصه كرد:

نيل به آزادي‌هاي دمكراتيك در شرايط پس از فروپاشي شوروي

مقابله بـا انديشه‌هاي پان تركيستي

و حفظ هويت و اصالت ايراني

وقايع مذكور كه بـا نام تشكيل جمهوري خود مختار تالش مغان شناخته شده است، صرف‌نظر از ماهيت، هدف و مباحث نفي و يا تاييد، به عنوان فصلي از تـاريخ مردم تالش ثبت گرديده است و از آن‌جايي كه مردم مذكور بـا وجود 150 سال جدايي، هرگز ايراني بودن خود را فراموش نكرده، مي‌توان گفت حادثه تالش مغان، مرتبط بـه تـاريخ معاصر گيلان و ايـران است و بايد مورد مداقه‌نظر قرار گيرد و روايت درستي از آن ثبت و براي آيندگان به يادگار گذاشته شود. مقاله ذيل نگاهي است از درون به چگونگي آغاز و پايان جمهوري تالش مغان، كه نويسنده آن الهام محمد‌اوف يكي از فعالان عرصه آن حادثه، عضو حزب برابري، اقوام جمهوري آذربايجان مي‌باشد. ايشان از سال 1993 به عنوان تبعيد سياسي در آلمان به سر مي‌برد و مقاله خود را در نشريه « تالش» كه در لنينگراد منتشر مي‌شود، به چاپ رسانده است.

در اوايل ماه ژوئن سال 1993 در شهر گنجه بـا رهبري « صورت حسين‌اوف» حوادثي رخ داد. اولين كساني كه در كشور از « صورت حسين‌اوف» جانبداري كردند و به دفاع از او برخاستند. گروهي از نيروهاي ميهن‌پرست لنكراني بودند كه راس آن‌ها سرهنگ بازنشسته « علي‌اكرم همت‌اوف» قرار داشت.

در بدو امر آن‌ها خواستند كه در ميدان مركزي شهر لنكران تجمعي ]ميتينگي[ به پشتيباني از حوادث گنجه برپا كنند، اما حكومت محلي كه نمايندگان جبهه خلق بودند و مـردم از آن‌ها نفرت داشتند، مانع برگزاري ميتينگ شدند. « علي‌اكرم همت اوف» بـا طرفداران خود موقتا شهر را ترك نمود در همان حال واحد نظامي «17» كه در شهر لنكران مستقر بود، از همت اوف دفاع كرد و شوراي اوفسران او را به عنوان فرمانده گردان خود انتخاب نمود.

در 15 ژوئن 1993، شوراي شهر لنكران در جلسه‌ فوق‌العاده خود نسبت به شهردار سلب اعتماد كرده و اختيارات وي را به « علي‌اكرم همت‌اوف» واگذار كردند به همين شكل مخالفت مردمي و نظامي در شهر لنكران عليه حكومت شكل گرفت.

در 21 ژوئن 1993، رهبري واحد نظامي «17» اطلاعيه‌اي خطاب به مـردم صادر كرد، در اين بيانيه آمده بود: « در اوضاع بحراني كه در نتيجه فقدان حكومت و هرج و مرج در كشور به وجود آمده است واحد نظامي (17) در مقابل مـردم احساس مسئوليت خود را درك كرده و تامين امنيت مـردم مناطق آستارا، لنكران، لريك، يارديلمي، ماسالي، جليل‌آباد و بيله‌سوار را بر عهده خود گرفته و در اين منطقه جمهوري خود مختار تالش مغان را اعلام مي‌كند.» در تـاريخ 4 ژوئيه سال 1993 در شهر لنكران نشستي بـا شركت نمايندگان پارلماني، وزرا و ديگر مقامات عالي رتبه و روشنفكران سرشناس كه همگي از اهالي تالش مغان بودند برگزار شد.

در اين نشست مسائل مربوط به اعلام جمهوري تالش مغان و اوضاعي كه در منطقه به وجود آمده بود مورد مذاكره و بررسي قرار گرفت و بعد در شرايط رضايت بخشي راه‌هاي پيشبرد امور مربوط به تاسيس جمهوري خود مختار تالش مغان و برقراري نظم و امنيت مشخص شد و در آن نشست بـا در نظر گرفتن وخامت اوضاع سياسي و اجتماعي تصميم گرفته شد كه در اسرع وقت مجلس خلق جمهوري تالش مغان تشكيل شود.

در 17 اوت، بـا توجه به موانع قابل تصور و غير قابل تصور، انتخابات خلق جمهوري خود مختاري تالش مغان برگزار شد و از هفت منطقه مذكور 216 نماينده از 250 نماينده انتخاب شده و در مجلس حضور ياوفتند. در نخستين جلسه به اتفاق آرا ايجاد جمهوري خود مختار تالش مغان در قالب جمهوري آذربايجان را تصويب كردند. و در جلسه بعدي لايحه‌ي تدوين قانون اساسي آن جمهوري تصويب شد و « علي‌اكرم همت‌اوف» به عنوان رئيس جمهور موقت جمهوري خود مختار تالش مغان و « فخرالدين عباس اوف» به عنوان رئيس مجلس خلق انتخاب گرديدند. هم‌چنين ترتيب كار مجلس خلق مشخص شد و كميسيوني مامور تهيه و تدوين قانون اساسي گرديد و رنگ و آرم پرچم جمهوري خود مختار تالش مغان نيز مورد تصويب قرار گرفت و در مدت كوتاهي براي تثبيت اوضاع اقتصادي، اجتماعي، سياسي و تامين مواد اوليه غذايي مـردم، اقدامات فوري انجام گرفت و براي اولين بار در تـاريخ جمهوري آذربايجان درباره چگونگي انتخاب والي و معاون والي ولايات، اساسنامه‌اي تصويب شد. مجلس خلق روز انتخابات رياست جمهوري را مشخص كرد. اما تهاجمات حكومت مركزي، بعضي اشتباهات رهبري جمهوري خود مختار تالش مغان، نبود تجربه سياسي درحد لازم، عدم درك برخي از مـردم از مساله جمهوري خود مختار و ترس مـردم از شخصيت « حيدر علي‌اوف» بر روند امور و اجراي تدابير اتخاذ شده مجلس خلق تاثير منفي مي‌گذاشت. تـا اين كه در تـاريخ 23 اوت سال 1993 بر اثر تهاجم گسترده نيروهاي دولتي و خودداري علي‌اكرم همت اوف از درگيري مسلحانه و خونريزي، جمهوري خود مختار تالش مغان ساقط شد و همه رهبران آن رئيس جمهور، وزير دفاع و غيره و ... بيش‌تر از 20 نفر زنداني شدند و شمار زيادي نيز متواري گرديدند.

طبق مصوبه مجلس ملي جمهوري آذربايجان، دادگاه عالي كشور، فعاليت حزب برابري ملل آذربايجان كه قبلا حزب خلق جمهوري تالش ناميده مي‌شد و رهبر ايدئولوژي جمهوري خود مختار تالش مغان و نيروي محركه آن بود و كارمند علمي فرهنگستان علوم آذربايجان « هلال محمداوف» آن را رهبري مي‌كرد، متوقف شد. اعضاي اين حزب تحت تعقيب قرار گرفته و براي رهبر آن حكم پيگرد صادر شد.

بـا همه اين احوال به علت سانسور شديد رسانه‌هاي جمهوري آذربايجان و محروم بودن جمهوري تالش مغان از امكانات تبليغاتي براي مـردم جهان و حتي بسياري از مـردم جمهوري آذربايجان، چگونگي وقايع مذكور ناشناخته ماند. به راستي در تابستان سال 1993 در سرزمين تالش چه اتفاقي رخ داد؟ علل اعلام جمهوري خود مختار تالش مغان چه بود و چرا ساقط شد؟

طبيعتا يكي از وظا مبارزه سياسي حزب برابري ملل آذربايجان براي ايجاد خود مختاري تالش « حزب برابري ملل آذربايجان» كه قبلا « حزب خلق تالش» بود، در اواخر سال 1989 به نام حزب رستاخيز تالش بنيان‌گذاري شده بود. هدف اصلي آن حزب دفاع از حقوق قومي تالش‌ها در سطح دولت بود كه در آينده مي‌بايست براي ايجاد خودمختاري در اراضي هفت شهرستان جنوب جمهوري آذربايجان مبارزه مي‌كرد. برانگيزندگان و رهبران ايدئولوژي اين حزب، دانشجوياني بودند كه در دانشگاه‌هاي پايتخت تحصيل مي‌كردند و نيز نمايندگان وطن‌پرست و روشنفكر رهبرشان هم « هلال‌ محمداوف» بود.

« هلال محمداوف» در سال 1959 ميلادي در روستاي تنگه رود منطقه آستاراي جمهوري آذربايجان در خانواده‌اي روشنفكري متولد و بعد از اتمام تحصيلات دبيرستاني وارد دانشگاه دولتي باكو شد و به عنوان دانشجوي ممتاز رشته رياضي تحصيلات خود را به اتمام رسانده و بعد در فرهنگستان علوم جمهوري آذربايجان مشغول به كار گرديد. او زماني كه در فرهنگستان علوم اتحاد جماهير سوسياليستي شوروي مشغول گذراندن دوره كارآموزي علمي خود بود، فعاليت سياس خود را شروع كرد؛ 5 شماره از روزنامه « توليشي» (تالشي) يك شماره از روزنامه « تولشستون» (تالشستان)، چند بروشور و كتاب درباره زندگي و فعاليت « ذوالفقار احمدزاده» كه در اوايل قرن بيستم رهبر نهضت قوم تالش بوده است، منتشر كرد. در زمان اعلام جمهوري خود مختار تالش مغان، «جبهه خلق»، حزب حاكم آذربايجان بود. آن حزب به پان‌تركيست‌ها منسوب و از طرف « حيدرعلي‌اوف» ايجاد شده بود، تـا راه رسيدن او به حكومت را هموار كند. روند بعدي حوادث اين واقعيت را به خوبي به اثبات رساند.

« هلال محمداوف» همراه بـا طرفداران خود هميشه ضد رهبري پان تركيست اين تشكيلات، يعني « ابوالفضل الچي‌بك» مبارزه مي‌كرد، او از سياست جبهه خلق آذربايجان مبني بر نقض آشكار حقوق اقوام غير ترك ]زبان[ در جمهوري آذربايجان انتقاد مي‌نمود، به همين سبب او بارها از طرف ارگان‌هاي دولتي مخصوصا از طرف وزارت امنيت ملي و از طرف رسانه‌هاي گروهي پان‌تركيست تحت فشار رواني و سياسي قرار داشت و مورد تهديد و انتقاد قرار گرفته بود ليكن او علي‌رغم همه فشارها، تهديدات و بهتان‌ها در راه حفظ و اعاده حقوق دمكراتيك همه ]مردم جمهوري[ آذربايجان فعاليت مي‌كرد.

بعد از شكست جمهوري خود مختار تالش مغان او مجبور شد كه آذربايجان را به مقصد روسيه ترك كند و در حال حاضر در روسيه زندگي مي‌كند. برنامه و اهداوف سياسي حزب برابري ملل آذربايجان ]كاربرد[ نام قوم يك و نيم ميليون نفري تالش‌ها در سال 1938 ميلادي رسما ممنوع اعلام شده و تـا حال اسم آنان اعاده نشده است. (يعني در اسناد رسمي اجازه نمي‌دهند كه قوم تالش در آن ذكر شود).

در روند سرشماري عمومي نفوس در سال 1989 ميلادي، برگه‌هاي صدها‌هزار نفر مردمي كه قوميت خود را تالش نوشته بودند، در عرض دو روز تعويض گرديد و در قسمت مربوطه، مليت آذربايجاني نوشته شد، فقط بعد از اعتراضات مـردم به طور نمادين تعداد تالش‌ها در جمهوري آذربايجان، بيست و يك هزار نفر ذكر شده است (در حالي كه فقط در بعضي از روستاهاي تالش، بيش‌تر از اين تعداد تالش زندگي مي‌كند).

ارگان‌هاي دولتي ]جمهوري[ آذربايجان بـا بهانه‌هاي مختلف اعضاي حزب برابري خلق‌هاي آذربايجان را تحت تقيب قرار داده و سعي كرده‌اند كه به هروجهي كلمه « تالش» از نظام‌نامه و برنامه اين حزب برداشته شود.

رهبري حزب برابري ملل آذربايجان هيچ‌وقت پنهان نمي‌كرد كه هدف اين حزب ايجاد خودمختاري تالش در تركيب جمهوري آذربايجان است. تصادفي نيست كه در نظام‌نامه حزب مذكور كه در 12 مارس سال 1993 وزارت دادگستري جمهوري آذربايجان نيز آن را رسما تصديق كرده است، آمده كه اين حزب فعاليت خود را بر مبناي موازين حقوق بين‌الملل و بر اساس معيارهاي دمكراتيك حق تعيين سرنوشت ملت‌ها و بر طبق قانون اساسي جمهوري آذربايجان ادامه مي‌دهد.

لكن بـا توجه به اين موارد، اين حزب هيچ‌وقت سعي نكرده است كه روند حوادث را به صورت مصنوعي ]غير طبيعي[ سرعت دهد بلكه كوشيده است كه براي فراهم شدن شرايط مناسب سياسي، اقتصادي و رواني براي تحقق تشكيل خود مختاري از مشي مبارزه دمكراتيك عدول نكند، از اين رو اعلام جمهوري تالش مغان در تابستان سال 1993 چندان غير منتظره نبود.

نقل از : فرهنگ گيلان ـ سال پنجم ـ شماره 17 و 18 ـ بهار و تابستان 1382 وظيفه اصلي ميهن پرستان ايراني پيگيري وقايع مذكور است ما بايد در مورد اقوام ايراني تباري چون تالشيها كه تمايلات زيادي نسبت به ايران دارند حساسيتهاي بيشتري داشته باشيم.طبيعتا تالشيها مي توانند كمك شاياني در الحاق منطقه قفقاز و اران به ما داشته باشند.همينطور نبايد از نقش ديگر اقوام ايراني تبار اين سرزمين نظير لزگيها تاتها كردها و لاهيجها چشم پوشيد. تقريبا همه اين اقوام هم به مانند تالشيها از حكومت پان تركيستي باكو ناراضي اند و تمايلات زيادي به پيوستن به ايران دارند.همينطور مردمان مناطقي چون ايالت نخجوان هم توجه خاصي به ايران دارند و تبليغات پان تركها در ان مناطق گويا تاثيرات زيادي بر روي اين مردمان نداشته است. من فكر مي كنم اگر جمعيت همه اين اقوام را با هم جمع بزنيم حداقل به چيزي حدود دو ميليون نفر مي رسند كه خود مي توانند اهرام فشاري خوبي براي به زانو در اوردن خاندان علي اوف ها باشند.

ما بايد توجه داشته باشيم كه الحاق سرزمينهاي قفقاز و اران به ايران بايد همراه با فرايندي مرحله به مرحله باشد و نبايد در اين مورد شتابزده عمل كرد.طبيعتا ما بايد ابتدا كار خود را از مناطقي چون تالشان و نخجوان شروع كنيم و با حمايت و تحريك اين اقوام ابتدا زمينه را براي فرو پاشي رژيم ضد ايراني باكو فراهم كنيم.من معتقدم حتي تشكيل جمهوري خود مختاري به نام تالشان در داخل مرزهاي اين كشور هم مي تواند به نفع ما باشد چون باعث مي گردد ما در مناطق شمالي خود با منطقه اي با فرهنگي ايراني و هم تبار خود هم مرز شويم و .اين خود امتياز مناسبي مي تواند باشد.تشليل يك جمهوري خودمختار به نام تالشان مي تواند ضربه بزرگي به پان تركها باشد.طبيعتا باقدرت گرفتن تالشيهادولت ضد ايراني باكو هم به ضعف و زوال خواهد رفت و ديگر نمي تواند سياستهاي ضد ايراني خود را ادامه دهد.همانطور كه در عراق با قدرت گرفتن كردها و شيعيان عراق پان عربهاي ضد ايراني ديگر نمي توانند بر ضد ايران توطئه كنندو به حال زوال رفته اند.حالا شما فرض بگيريد كه روزي تالشيها چنين قدرتي را در اين سرزمين به دست بگيرند و حتي مثل عراق كه يك كرد رييس جمهور اين كشور شد يك تالشي رييس جمهور شود.مطمئنا اين مي تواند نتيجه خوبي براي ما داشته باشد.پس حمايت از تالشيها و اطلاع از اوضاع انها بايد يكي از سياستهاي اصلي گروهاي پان ايرانيسم شود چون مسئله قره باغ و شكست افتضاح اميز دولت باكو از 200 هزار ارمني نشان داد كه دولت باكو توانايي زيادي براي مقابله با شورشهاي قومي را ندارد و با كوچكترين تكاني مي توان تماميت ارضي اين كشور غیر مشروعش را تهديد كرد.

 

جستارهای وابسته :

تالش و اقوام مادها

قیام اقوام ایرانی تالش

تالشیان روسپیدان تاریخ ایران

مالكيت ايران بر جمهوري آذربايجان

پیرامون زبان و فرهنگ غنی تالشی

تاریخ و فرهنگ آذربایجان - آذرآبادگان

تمدن کهن ایران در جمهوری آذربایجان

جمهوری آران آذربایجان یا ایران شمالی ؟

تلاش برای الحاق مجدد نخجوان به ایران

گستاخی روزنامه های باکو و جعل تاریخ

تلاش برای الحاق مجدد نخجوان به ایران

 

گردآوری از پایگاه تالشان , برداشت این نوشتار با ذکر نام و آدرس پایگاه آزاد است

........................................................................................................................................

بازگشت به برگ نخست

  © Ariarman , Design & Management by : Arsham Parsi - Info@Ariarman.com